رصد
رصد مي كنيم يا شايد رصد مي شويم... |
| صفحه اصلي | تماس با ما | آرشيو وبلاگ |
با نام و ياد خدا همسر شهيد عابدي از شهداي هشت سال دفاع مقدس در نامه اي به همسر شهيد باكري پاسخي خواندني به نامه منتصب به وي در سايت نوري زاد داده است. متن كامل اين نامه كه نداي انقلاب آن را منتشر كرده به شرح زير است: خواهر عزيزم سلام امروز در سايت آقاي نوري زاد بانامه اي مواجه شدم كه وي ادعا كرده بود اين نامه متعلق به شماست. باتوجه به محتواي نامه باور اين ادعا برايم سخت است البته در گذشته مواضع نا مأنوس و تعجب برانگيز از شما خوانده بودم ولي اينبار كمي متفاوت بود، لذا بر آن شدم به عنوان يك همسنگر سابق و انشاءالله همسنگر فعلي و همسنگر آينده، نكاتي را به عرضتان برسانم. ازجهاتي من و شما شباهتهايي با هم داريم از جمله همسر شهيد و معلم بودن شباهت ديگر تأكيد بر آرمان شهدا، راه امام، اسلام، انقلاب، حجاب در يك كلام و همه ارزشهاي اسلامي وانقلابي است اما تفاوت هايي هم داريم كه به برخي از آنها اشاره مي كنم. ۱. بنده برخلاف شما به پديده هاي سياسي و اجتماعي احساسي و يك بعدي نگاه نمي كنم. به عنوان مثال همچنانكه درنامه منتسب به شما آمده عبور ماشين نيروي انتظامي از روي يك فرد را مي بينم و آنر ا تقبيح مي كنم اما عبور ماشيني ديگر با سرعت ۱۴۰ كيلومتر از روي بدن بسيجي شهيد غلام كبيري در ميدان كاج سعادت آباد را هم مي بينم و آن را نيز محكوم مي كنم. ۲. بنده هرگونه افراطي گري را تقبيح مي كنم از اين رو به شيوه مقابله خشن با اغتشاشگران در خيابان بدون انجام تدبير لازم براي تفكيك مردم عادي و عابران پياده اعتراض دارم اما معتقدم با اغتشاشگران واقعي كه به دستور صداي آمريكا، بي بي سي و رضا پهلوي به خيابان مي آيند و چادر از سر زنان مومنه مي كشند و صدها بانك را به آتش مي كشند، مرگ بر اصل ولايت فقيه مي گويند يعني همان چيزي كه همسران من و شما براي پاسداراي از آن و به فرمان ولي فقيه زمان به جبهه رفتند و جان عزيز خود را تقديم كردند. شعار نه غزه، نه لبنان سر مي دهند، شعار بهايي، بهايي حمايتت مي كنيم سر مي دهند، مانند گرگهاي گرسنه يك بسيجي نوجوان را محاصره مي كنند و لباس از تنش درمي آورند و ده ها جنايت ديگر مرتكب مي شوند، با چنين سگان وحشي هم بايد قاطعانه تر از قبل برخورد كنند. ۳. بنده برخلاف شما معتقدم اگر همين پاسداران و بسيجياني كه آقاي نوري زاد معلوم الحال ناجوانمردانه و همسو با آمريكا و اسرائيل به ايشان حمله مي كنند، نبودند آن گرگهاي وحشي نه به تو رحم مي كردند نه به من و نه حتي به زن و بچه هاي آقاي نوري زاد و من براي اين ادعاي خود دليل دارم از جمله به ياد شما مي آورم همايش جنبش سبز را در برج ميلاد قبل از انتخابات كه هنگام پخش يك كليپ به محض ظاهر شدن تصوير شهيدان همت و باكري جماعت سبزي يكصدا هو مي كنند. مي توانيد در مورد اين مسأله تحقيق كنيد. از جمله پاره كردن پرچم عزاداري سيد الشهدا در روز عاشورا و كف و سوت زدن آنها در روز عزاي كائنات دقيقا مانند منافقين و طرفداران بني صدر در روزعاشوراي سال ۵۹ كه موجب تأثر شديد امام(ره) گرديد وايشان در يكي از سخنراني هاي خود به همين مسأله اشاره كردند. از جمله ضرب و شتم يك معلم در مقابل چشمان زن و بچه اش فقط به خاطر اينكه ريش داشت طوري كه از هوش رفت و صدا و سيما نيز هم صحنه ضرب و شتم او را بارها پخش نمود و هم مصاحبه با وي را در بستر بيماري و حتما شما نيز اين فيلمها را مشاهده كرده ايد. ۴. خانم اميراني بنده برخلاف شما و آقاي جوانفكرمعتقد نيستم كه آقاي ميرحسين را دشمن در ترشي نگه داشته بود و او را به ترشي تشبيه نمي كنم. من او را به ماري سمي تشبيه مي كنم كه در آستين نظام پرورش يافته بود تا در روز موعود زهر خودرا بريزد و به خيال خامش نظام را از پاي در آورد اما مردم ما در روز ۹ دي اين مار را زير پاي خود له كردند. ۵. بنده برخلاف شما تظاهرات ۵۰ ميليون نفري ۹ دي در سراسر كشور را در دفاع از ظلم نمي دانم بلكه در مقابل خيانت و ظلم مي دانم، خيانت و ظلمي كه توسط آمريكايي ها، انگليسي ها، اسرائيلي ها، رضا پهلوي، مسعودرجوي ها و ميرحسين ها، كروبي ها، خاتمي ها و ... مديريت مي شد كه اگر مانندبنده اهل رصد رسانه ها باشيد نمي توانيد اين واقعيت راانكار كنيد. در حالي كه مقامات آمريكايي و غربي علنا اعلام كردند كه حامي جنبش سبز هستند و تمام توان رسانه اي خود را در حمايت از جنبش سبز به ميدان آوردند هيچ آدم عاقل و منصفي نمي تواند غربي بودن جنبش سبز را انكار كند. خانم اميراني توصيه مي كنم كتاب سايه عقابها، صفحه ۳۲۳ را بخوانيد كه توسط فردي به نام اميررضا پرحلم در سال ۸۴ منتشر شده است. درصفحه مذكور آقاي مك كين از مقامات آمريكايي حتي نام جنبش را هم اعلام مي كند «جنبش سبز» و دهها شواهد و قرائن ديگر كه نديدنشان از سوي شما بسيار عجيب است. ۶. بنده برخلاف شما آقاي نوري زاد را نه تنها حر نمي دانم بلكه پست تر از حرمله مي دانم كه وقتي عرصه را بر ولي خود تنگ ديد نه تنها به دفاع از او برنخاست بلكه براي عقب نماندن از ملك ري و غنائم ديگر از هنر تيراندازي خود نهايت استفاده را كرد تا بهتر از شمر و سنان و عمر سعد تير به قلب ولي زمان بنشاند. من امثال نوري زاد را پست تر از مسعود رجوي و رضا پهلوي مي دانم چون در حالي كه به اذعان خودش در آغوش گرم پدر آرميده بود خنجر از آستين به در آورد و در سينه پدر فرو كرد. خانم اميراني مي داني چرا امثال نوري زاد چنين خيانت بزرگي را مرتكب شدند چون گمان كردند فتنه پر رعد و برق سبز كار انقلاب را يكسره خواهد كرد و آنگاه نه تنها سر ايشان بي كلاه خواهد ماند بلكه به جرم حاميان ديروز نظام ولايي محاكمه خواهند شد. از اين جهت من او را موجودي حقير و پست و پليدتر از تمام خائنان تاريخ مي دانم كه حتي ارزش توجه هم ندارند، نوري زاد تشنه شهرت است و داعيه ليدري جنبش سبز را دارد. اين مسأله را برخي از جنبش سبزي ها هم فهميده اند. لذا به او و لاطائلاتش وقعي نمي نهند و از شما تعجب است كه براي چنين موجود حقيري نامه مي نويسي(اگرانتساب نامه مذكور به شما درست باشد) خانم اميراني اگر واقعا به دنبال كشف حقيقت هستيد در نامه اي ديگر از آقاي نوري زاد چند سئوال كنيد. يكي در مورد نظر وي راجع به حجاب، دوم در مورد امام، سوم در مورد انقلاب و بعد در مورد آمريكا، اسرائيل و جنايت هاي آنها و اگر دنبال شفافيت هستيد هر پاسخي داد آن را منتشر كنيد و اگر اينكار را نكرديد، با عرض پوزش من شما را صادق نخواهم دانست و افكار عمومي نير تكليف خود را با شما خواهد دانست. ۷. خانم اميراني آيا مصاحبه آقاي نوري زاد با بي بي سي را نشنيدي كه ۳۳ سال انقلاب را دوران خفقان ناميد. آيا توهين اخير او به امام را در سايتش نخواندي كه امام بزرگوار ما را همرديف جباران زمان خوانده بود و همين الآن كه اين نامه را براي شما مي نويسم دوستان خبر دادند آن مقاله توهين آميز به امام را از سايتش برداشت. آيا آن مقاله نوري زاد را نخواندي كه در آن از بهائيت عذرخواهي كرده بود و براي آنها اشك تمساح ريخته بود. جماعتي كه تاريخ صد و پنجاه سال اخير كشورمان پر است از جنايات ايشان. ۸. خانم اميراني يا بايد ادعاهاي فوق را منكر شوي و ادعا كني كه دروغ است، در حالي كه همه ديده اند و خوانده اند و شما نمي تواني تكذيب كني، نمي تواني توهين هاي نوري زادبه امام و انقلاب را تكذيب كني، نخواهي توانست حمايت آشكار آمريكاو اسرائيل رااز اين جماعيت انكار كني مگر اينكه خداي نا كرده اصلا خانم اميراني دركار نباشد و عده اي در بي اطلاعي او از فضاي سياسي به نام او نامه مي نويسند، يا اينكه اگر مطلع هستيد پس نتيجه گيري بسيار نگران كننده خواهد بود، يعني آنگاه خداي ناكرده بايد باور كنيم كه همسر شهيد باكري هم به روي همه ارزشها و آرمانهاي آن شهيد عزيز و ديگر شهيدان پاي گذاشته و در دام منافقين خبيثي مانند محمدنوري زاد افتاده است. ۹. خانم اميراني فتنه سال ۸۸ به بهانه تقلب شعله ور شد و خسارات جبران ناپذير مادي و معنوي فراواني بركشور واردكرد آيا تاكنون وقت كرده ايد در مورد صحت و سقم اين ادعا و دروغ بزرگ تحقيق كنيد؟ ۱۰. آيا تا به حال از خودتان سئوال كرده ايد كه مدعيان تقلب چرا تاكنون حتي يك برگ سند دال بر تقلب رو نكرده اند. آيا همه اين حوادث به خاطر آن دروغ بزرگ نبود؟ خانم اميراني در صورت صحت ادعاي انتساب نامه مذكور به شما مي گويم فاين تذهبون؟ همسر شهيد عابدي ۲۹/۹/۹۰ + ما هم سوالي داريم خانم اميراني : به كجا چنين شتابان؟!
نويسنده : راصد | ۲ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۰۱:۳۲ | آرشيو نظرات (1)
با نام و ياد خدا وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمامي انتخابات چه انتخابات رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و . . . در صحنه باشند و اشخاصي را كه انتخاب مي كنند روي ضوابطي باشد كه اعتبار مي شود . عدم دخالت مردم، از مراجع و علماء بزرگ تا طبقه بازاري و كشاورز و كارگر و كارمند، همه و همه مسؤول سرنوشت كشور و اسلام مي باشند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آينده، و چه بسا كه در بعض مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهي باشد كه در راس گناهان كبيره است ... امام خميني رحمة الله عليه وصيتنامه سياسي الهي، ص 19 و صحيفه نور، ج 21 .
نويسنده : راصد | ۱ دى ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۷:۴۵ | آرشيو نظرات (1)
با نام و ياد خدا خبر منتشر شده : جنايت ميدانكاج سعادتآباد اينبار در خيابان شريعتي تهران تكرار شد و مردي (آيدين) به خاطر رقابت عشقي با مردي ديگر (محسن) او را با ضربات چاقو به قتل رساند. خبر را كه زير رو رو ميكني مي بيني : محسن با زني رابطه داشته و چند روز قبل واقعه مي فهمد آن زن با پسري به نام آيدين نيز دوست است. آنها به اين دليل كه درباره اين موضوع با هم صحبت كنند قرار ملاقات مي گذارند، دوست محسن هم همراه محسن مي رود در آنجا آيدين را مي بيند و بين او و محسن مشاجرهاي بالا مي گيرد . با بالاگرفتن درگيري آيدين با چاقو به دوست محسن حمله ميكند و ضربهاي ميزند در اين هنگام محسن، آيدين را مي گيرد تا دوستش فرار كند و بعد خودش توسط ضربات چاقو به قتل مي رسد. ياد دكتر شريعتي بخير كه گفته: خدايا به زنان ما عفت و به مردان ما غيرت عطا كن... ريشه هاي اين گونه اتفاقات اينه كه خواست نفس انسان ها جاي خواست خدا رو گرفته ... فقر مذهبي در درون جووناي ما نفوذ كرده ... و جوونا بخاطر اينكه آرامش خودشون رو در رابطه با خدا جويا بشن در رابطه با نا محرم جستجو ميكنند ... رسانه ها هم شايد يكي از مقصرهاي اين اتفاق باشند از بس در سينما و حتي صدا وسيماي ايران رابطه عشقي مثلث وار به تصوير كشيده شد ... خسته شديم از بس از وقوع چنين اتفاقاتي ابراز تاسف كرديم!! و اينگونه انساني كه مي تواند به مقام خليفة اللهي روي زمين (يعني تجلي اسماءالله در وي) برسد از حيوان نيز پست تر مي شود و حق زندگي را از هم نوعش مي گيرد ...
نويسنده : راصد | ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۷:۴۱ | آرشيو نظرات (2)
با نام و ياد خدا خبر از تريبون صدا و سيماي جمهوري اسلامي در گوشم مي پيچد : "روئل مارك گرچت" كارشناس سابق بخش خاورميانه در سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) و عضو بنياد «دفاع از دموكراسيها» گفت: سپاه پاسداران ايران را نميتوان مرعوب كرد مگر اينكه اعضاي آن را بكشيم.اين مقام آمريكايي به صراحت به نام "سردار قاسم سليماني" فرمانده سپاه قدس ايران اشاره و تصريح كرد:"وي را بايد بكشيم". سردار كه نه ... سرلشكر قاسم سليماني كه در بهمن ماه سال 89 درجه سرلشكري اش را از طرف فرمانده كل قوا امام خامنه اي دريافت كرد از اواخر دهه 70 به عنوان فرمانده سپاه قدس مشغول خدمت به نظام جمهوري اسلامي ايران است. سرلشكر سليماني اين روزها سند افتخار و غرور ملي ايرانيان شده است وقتي كه دشمن را مجبور ميكند لب به اعتراف بگشايد و از او بگويد و پرده از چنين نعمتي كه ما داريم و از وجودش بي خبريم بركشد. چند ماه قبل روزنامه انگليسي گاردين درباره ژنرال مي نويسد: حتي كساني كه سليماني را دوست ندارند، او را فردي با هوش مي دانند. بسياري از مقامات آمريكا كه اين چند ساله را صرف متوقف كردن كار افراد وفادار به سليماني كردهاند، ميگويند مايل هستند او را ببينند و معتقدند كه مبهوت كارهاي او شدهاند. يكي از مقامات بلندپايه ارتش آمريكا دراين باره ميگويد: من خيلي ساده از او خواهم پرسيد كه از ما چه ميخواهد؟ ژنرال اين روزها آرام دل امام خامنه اي نيز هست ... آقا اين روزها تنها نيست ، عماري چون حاج قاسم دارد كه تمام افكار دشمن را به خود مشغول كرده و خاري شده براي چشم هايشان ... * ما جوانان وبلاگ نويس و انقلابي آمادگي خود را جهت پيوستن و حمايت از نيروهاي جان بر كف حزب اللهي سپاه قدس اين حافظان ارزشهاي انقلاب و اسلام و مقابله با استكبار و استعمار با ايجاد اين كمپين وبلاگي اعلام ميداريم. اميد است كه مورد قبول الله پاسدار خون شهيدان باشد. * در حمايت از "جنبش حمايت از سپاه قدس"
نويسنده : راصد | ۱۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۵۰:۱۰ | آرشيو نظرات (2)
با نام و ياد خدا در اين روزها كه روي هنر قيمت مي گذارند و خيلي از هنرپيشه ها حاضرند به هر نقشي تن دهند تا شايد پول بيشتري گيرشان بيايد ... خيلي كم آدمي پيدا ميشود تا از خيلي چيزهايش بگذرد براي اينكه ارزش هايي كه به آنها معتقد است را در قالب نقشش متجلي كند ... اين روزها علي نصيريان مصداق اين از خود گذشتگي ست ... بازيگري كه پسرش ساكن آمريكا است و وي براي ديدن پسرش هر سال به اين كشور سفر ميكند. زماني كه پرويز شيخ طادي نقش اصلي فيلم شكارچي شنبه را به اين بازيگر پيشنهاد ميكند يادآور ميشود كه در صورت بازي در اين فيلم امكان لغو ويزايش براي آمريكا وجود دارد كه علي نصيريان با قبول اين هزينه سنگين، بازي در اين فيلم را ذخيرهاي براي آخرت خود ميداند. اين فيلم در حالي دو سال منتظر اكران بودكه از نظر سازندگان آن و از جمله آنها پرويز شيخ طادي كارگردان فيلم، اولين فيلمي است كه به افشاي ماهيت فكري صهيونيسم پرداخته است، در همين ارتباط مسئولان موسسه جبرائيل، ورود خود به اين فيلم و تصميم به اكران «شكارچي شنبه» را نوعي كار استشهادي قلمداد كرده و گفتهاند كه براي اين كار غسل شهادت كردهاند. كانون دانشجويي كوثر نهاد رهبري دانشگاه تهران روز شنبه علاوه بر اكران خصوصي اين فيلم از علي نصيريان و پرويز شيخ طادي تقدير به عمل خواهد آورد.فيلم شكارچي شنبه ساعت 2 در تالار فردوسي دانشكده ادبيات به نمايش در خواهد امد. در ضمن قرار بود امروز نيز بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق .ع. به پخش و نقد اين فيلم بپردازد.
نويسنده : راصد | ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۴۸:۵۴ | آرشيو نظرات (0)
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||